من از مغرب باور خویش ،طلوع کرده ام .و در مشرق باور تو ،غروب میکنم .،تمام این مسیر جز یاد تو نیست ،میرسم روزی به مقرب نفس های تو همانجا که میدانی ...همانجا که به انتظارم ...،نمی دانم آیا ، هستی ؟ایستگاه آخر ،،،س.م.چتر به دست ...هر شب قصه ى فردا را واج آرايى مى كنم ،،،این احمقانه استو من برخی کارهای احمقانه رابه شیوه ای دوست داشتنیتکرار می کنم،،،اینجاهیچ ردی نمی ماند جز ... اثر مورب نگاه هایتانو سایه ی عبوس لبخند هایتان ،،،بزرگ شدن ... درد داردامادردش ... چون تمام سختی ها دگرعادت می شودو این بدترین قسمت ماجرای بزرگ شدن است ...،،،من ... آسمان من ... زمین تو ... باران تا ابد از من تا من دور بودن ...ملالی نیست،،،از یاد رفته ی خموش غمین مباش کرم ها در پیله های فراموشی پروانه می شوند ،،،یک پیاله صداقت مرطوببذر عاشقی ... در کشتزار غرور،اجابت رویای سیمانیبذری را ... با پیاله ای مرطوببه عاشقی نمی برد ... هرگز ،،،قالب تهی شده پس این پُر شدن برای چیست ..؟،،،شاعری تا جایی شاعری ست باقی َ ش می شود کاسبی
برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:30
من از مغرب باور خویش ،طلوع کرده ام .و در مشرق باور تو ،غروب میکنم .،تمام این مسیر جز یاد تو نیست ،میرسم روزی به مقرب نفس های تو همانجا که میدانی ...همانجا که به انتظارم ...،نمی دانم آیا ، هستی ؟ایستگاه آخر ،،،س.م.چتر به دست ...هر شب قصه ى فردا را واج آرايى مى كنم ،،،این احمقانه استو من برخی کارهای احمقانه رابه شیوه ای دوست داشتنیتکرار می کنم،،،اینجاهیچ ردی نمی ماند جز ... اثر مورب نگاه هایتانو سایه ی عبوس لبخند هایتان ،،،بزرگ شدن ... درد داردامادردش ... چون تمام سختی ها دگرعادت می شودو این بدترین قسمت ماجرای بزرگ شدن است ...،،،من ... آسمان من ... زمین تو ... باران تا ابد از من تا من دور بودن ...ملالی نیست،،،از یاد رفته ی خموش غمین مباش کرم ها در پیله های فراموشی پروانه می شوند ،،،یک پیاله صداقت مرطوببذر عاشقی ... در کشتزار غرور،اجابت رویای سیمانیبذری را ... با پیاله ای مرطوببه عاشقی نمی برد ... هرگز ،،،قالب تهی شده پس این پُر شدن برای چیست ..؟،،،شاعری تا جایی شاعری ست باقی َ ش می شود کاسبی
برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:30
برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:30